سفارش تبلیغ
صبا


عشق سرخ من

 

 

الهى! بنده اى گم کرده راهم

بده راهم که سرتاپا گناهم

اگر عمرى به غفلت زیست کردم

تمام هستیم را نیست کردم

به هر در، حلقه کوبیدم خدایا

لباس یأس پوشیدم خدایا

اسیر نفس هر جایى شدم من

مقیم شهر رسوایى شدم من

نچیدم گل ز شاخه آرزویى

ندارم پیش مردم آبرویى

کنم با عجز و ناله بر تو اظهار

گنه کارم، گنه کارم، گنه کار

تو رحمان و رحیم و مهربانى

منم مهمان تو، و تو میزبانى

تو سوز سینه ام را ساز کردى

در رحمت به رویم باز کردى

تو گفتى توبه کن، من مى پذیرم

ترحم کن امیرا من فقیرم

الهى! هرچه هستم هر که هستم

سر خوان عطاى تو نشستم

یقین دارم که با این شرمسارى

نجاتم مى دهى از خوار و زارى

اگر کوه گنه گردیده بارم

یقین دارم على(ع) را دوست دارم

ببخشا اى همه آگاهى من

گناهم را به خاطرخواهى من

الهى! گرچه هستم غرق عصیان

پشیمانم، پشیمانم، پشیمان.

  

 شعر از: ژولیده نیشابورى.

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه 91/5/8ساعت 12:2 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت