سفارش تبلیغ
صبا


عشق سرخ من

 

روزه نفس از لذتهاى دنیوى، سودمندترین روزه ‏هاست.

امام علی (ع)

 

 خدایا در این شبهای قدر،

قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن

تا در هایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم

و در هایی را که به رویم میبندی به اصرار نگشایم . . .

 

التماس دعا.

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 91/5/18ساعت 4:42 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |

به مهمانی خدا برویم... چه جوری؟

 

چهارشنبه هفته گذشته مادرم 200 هزار تومن بهم داد و گفت: برو گوشت و مرغ بخر

واسه ماه رمضون هیچی توی یخچال نداریم. راهی بازار شدم،اول رفتم قصابی و گوشت

چرخ کرده و گوشت با استخون از هر کدوم دو کیلو خریدم.بعدش رفتم بازار مرغ فروشها،

به در هر مغازه که می رسیدم، میدیدم که چهار قفل شده!!! نه از مرغ فروش خبری بود

 نه از مرغ ، حتی از بچه مرغ هم اثری نبود! خلاصه کلی گشتم و هیچ فایده ای نداشت،

موقعی که سوال کردم چی شده؟ چرا اینجوریه؟ یکی بهم گفت:" داداش کجای کاری؟

چند هفته است که به خاطر نبودن مرغ مغازها پلمپ شده.

نه شما بگید، الان نباید بگم: عجب مملکتی داریم ها...

پس اون حرفها چی شد که سران محترم مملکتی میگفتن: بخاطر اینکه جلوی افزایش

قیمت مرغ  رو بگیریم اونقدر مرغ وارد بازار میکنیم که مردم احساس کمبود نکنن!!!

یادش بخیر روزی روزگاری گوجه هم گرون و کمیاب شده بود، یه شب از تلویزیون ایران

عمو محمود (اینو که همه میشناسید مگه نه؟بابا همون  کاپشن قشنگه  رو میگم.)

گفت: بیایید از مغازه سر کوچه ما بخرید، ارزون میفروشه!!!

قبلآ گفتم،باز هم میگم: وقتی که مملکت صاحب نداشته باشه اینجوری میشه که

هر ننه قمری میاد و ادعا میکنه... . بسه،بسه،بسه!!! این همه دروغ نگید لطفآ.

خدا آخر و عاقبت همه رو ختم بخیر کنه...

...حکایت همچنان باقیست.

 


 


نوشته شده در شنبه 91/4/31ساعت 3:25 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |

تفسیر به رای کردن

 

چند سال پیش توی قسمت انبار مرکزی یه شرکت کار میکردم.

حدود ده، دوازه نفری بودیم.یه محیط بسیار آروم و صمیمی داشتیم.

ماه رمضون شروع شده بود و به جز یکی دو نفر بقیه روزه میگرفتن.

یه روز دور هم نشسته بودیم و با هم صبحت میکردیم. تا بحث به

روزه گرفتن رسید.یه آقایی که مسن هم بود(بالای 50 سال بود)

گفت : من که روزه نمیگیرم!!! گفتیم: چرا؟ روزه از واجبات دینه ،

هر مسلمونی باید روزه بگیره مگه اینکه مشکلی داشته باشه و

نتونه روزه بگیره، گفت: خود اسلام گفته: شکم گرسنه ایمون نداره!!!.

منم روزه نمیگیرم.

خلاصه روزها گذشتن و به روز نوزدهم ماه مبارک رسید. همون آقایی

که میگفت: روزه نمیگیرم،روزهای 19-20 و 21 ماه رو روزه گرفت.

بهش گفتم: عمو شما که میگفتی: من روزه نمیگیرم ، چون اسلام

گفته شکم گرسنه ایمون نداره.پس چی شد که روزه گرفتی؟

گفت: آخه میگن این چند روز روزه گرفتن ثواب داره.گفتم: آره

درسته اما بقیه روزها چی؟ اونا ثواب نداره؟

این خاطره رو نوشتم که بگم: ما آدما از بس راحت طلب هستیم

هر دستور شرعی و هر قانونی رو به مصلحت خودمون تفسیر

میکنیم.اون جایی که خوبه میگیم : اسلام گفته. اون جایی که

به سختی و زحمت میفتیم میگیم: نه اصلآ اینجوری نیست!!!.

به قول معروف، همه دوست دارن برن بهشت. اما برای رفتن

به بهشت او باید مرد. کسی هست که از مرگ نترسه و حاضر

باشه که بمیره؟

 

 


نوشته شده در سه شنبه 91/4/27ساعت 10:53 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |

 

 

چند روز پیش بچه خواهرم اومد پیشم گفت:دایی آدامس خرسی میخوام.

منم صد تومن بهش دادم و گفتم: برو مغازه دو تا بخر یکی واسه خودت یکی

هم واسه من.رفت و با یه دونه آدامس برگشت.گفتم:چرا یکی گرفتی،بقیه

پول رو بهت داد؟ گفت: نه دایی بقیه نداره! با صد تومن فقط یه دونه آدامس

میشه.گفتم: دایی اشتباه شده، آدامس پنجاه تومنه، صد تومن دو تا میشه.

گفت:منم همینو بهش گفتم.مغازه داره گفت: گرون شده! گفتم واسه چی

گرون میفروشی؟ گفتش که: دلار رفته بالا!!!. دایی دلار رفته بالا یعنی چی؟

گفتم: یعنی قیمتش بیشتر از قبل شده.

بگذریم.همه اینا برا این بود که میخواستم بگم: عجب مملکتی داریم ها !!!

قیمتها بطور سرسام آور میره بالا و مسئولین به اصطلاح محترم بیخیالن.

البته شاید هم به فکر باشن.اما احتمالا اولویت اولشون رسیدگی به امور

برادر و خواهرامون توی لبنان،فلسطین،افغانستان،بحرین،مصر و ...باشه.

آخه بنده خداها کسی رو ندارن!!! یکی باید حمایتشون کنه دیگه.ما که این

همه امکانات داریم.دلارای نفتیمون هم که زیاده!!! چه اشکال داره که جیب

اونا رو هم پر کنیم.غم و غصه چی رو بخوریم ما که پول نفتو  واسه مون توی

سفره آوردن!!! تازه همه حق و حقوق مون رو هم که گرفتیم!!! میگید نه؟

اشتباهه!!! مگه نشنیدین همه جا میگن:"انرژی هسته ای حق مسلم

ماست".

...حکایت همچنان باقیست.

 

 

 

پ ن اول: با یاری خدا دو طرحی که گفته بودم رو اجرا میکنم.

             یکی پستهای کلام نور ،که سعی میکنم هر چند روز

             یکبار بروز رسانی کنم.دومی هم طرح بزرگ چهل حدیث

            هستش که اگه خدا توفیق بده اون رو هم از بیستم ماه

            مبارک رمضان شروع میکنم.

پ ن دوم: بحثهای انتقادی هم که با این پست استارت خورد...

             تا ببینم چی پیش میاد. حرف حق رو باید گفت ، چرا

            که سکوت جایز نیست.تا کی دروغ؟تا کی فریبکاری؟

پ ن سوم:یه عده از دوستان هم کم لطف شدن...به هر حال

             برای همه شون آرزوی موفقیت میکنم.

 

 

 


نوشته شده در شنبه 91/4/17ساعت 3:12 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |

راحت نوشتیم:

                 " بابا آب داد."

                " بابا نان داد."

بی آنکه بدانیم بابا برای نان تمام جوانیش را داد!

برای سلامتی پدرانی که سایه شون بالای سر

خانواده هست و برای شادی روح همه باباهایی

که دیگه هیچ وقت پیش ما نیستن یه دسته گل

زیبا (حمد و قل هو الله) تقدیم کنیم...

میلاد مولود کعبه مولا علی (ع) و روز پدر مبارک.

 

پ ن اول : قرار بود که دیگه آپ نکنم اما به عشق بابام اومدم

            روحت شاد بابا جونم...گل تقدیم شما

پ ن دوم : دو طرح دارم نمیدونم توی وبلاگ بزارم یا توی پیام رسون...

            تا ببینم چی میشه.

پ ن سوم : به امید خدا بحث های انتقادی رو بزودی شروع میکنم.

              همونی که قبلآ هم گفته بودم! خیالی نیست حتی اگر

             وبلاگم مسدود بشه!

پ ن چهارم : یه ماه دیگه هم فرصت میدم به بعضیها...بعدش هیچ

                عذری پذیرفتنی نیست!

 http://adlet.ir/lines/4.gif


نوشته شده در دوشنبه 91/3/15ساعت 11:30 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |


بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست،

آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست.

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب،

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست.

 

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟

بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست.

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است،

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست.

 

باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق

و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست!!

 

  کارت پستال درخواستی طراحان

  


نوشته شده در شنبه 91/2/23ساعت 4:41 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |

 

تقدیم به کسی که نمیدونم تو خاطرش میمونم یا براش خاطره میشم؟

 

آنکه خاطر تو را می خواهد حتما نفسی می خواهد!

 نفسم باش که خاطر تو را می خواهم.

 

تو پرستوی بهارانم باش،از دلم کوچ مکن!

من به مهمانی چشمان تو عادت دارم.

 

هیچ دلی بی بهانه نمی تپد! 

نمیدانیم بهانه ها دلگیرند،یا دلها بهانه گیر.

 

آرامش آن است که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست.

 

   لحظه هایتان آرام.

 

 

 


نوشته شده در سه شنبه 91/2/5ساعت 9:28 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |

 

تقدیم به دوستان مهربانم.

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

  هر شب که به آینه آسمان می نگرم-

 ستاره ای را می بینم که درخشان و زیباست.

 ماه را می بینم که چون شبنم -

 به من چشمک میزند.

 آن گاه صورت زیبای تو را در نظرم مجسم می کنم.

 با این تفاوت که او هر شب تا سحر با من است!!

 ولی تو ...

 

 

دوستان خوب مثل ستاره هستند. حتی وقتی نمی بینیمشان میدانیم که هستند.

 

 


نوشته شده در دوشنبه 89/10/6ساعت 4:15 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |

 

خوشا پریدن!

خوشا به رها زیستن ، نه زیستن به رهایی!

خدایا انسان بودن و انسان زیستن –

چه دشوار است!

چه رنجی میکشد آن که انسان است و سرشار از احساس .

پرواز را به خاطر بسپار!

زیرا آنان که به پرواز پرستوها –

حسرت می خورند ، خود از زندگی سیرند.

پرواز را به خاطر بسپار! زیرا پرنده رفتنی است.

 

فروغ فزخزاد

 

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه 89/9/28ساعت 11:46 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |

                       

 شب بود 

      شمع بود

            من بودم و غم

شب رفت

    شمع سوخت

           من ماندم و غم                      

 

 

 

                                


نوشته شده در چهارشنبه 89/8/12ساعت 4:38 عصر توسط پسر پاییزی نظرات ( ) | |

   1   2      >


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت